على ربانى گلپايگانى
189
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
بر اثبات مدعاى خود ، يعنى نبودن فرق ميان وجود و عدم ، گفته است : « كسى نمىتواند منكر شود كه عدم عدم است ، ولى همينكه اين عبارت را تصديق كرديم ، ناچار تصديق كردهايم كه عدم موجود است ( يعنى قضيه عدم عدم است ، قضيه موجبه است و در آن براى عدم ، اثبات عدم شده است و اثبات شى براى شىء ، فرع ثبوت مثبت له است ، پس در قضيه مزبور براى عدم ، فرض ثبوت و وجود شده است ) پس يك جا تصديق كردهايم كه وجود موجود است و در جاى ديگر اثبات كردهايم كه عدم موجود است ، پس فرقى ميان وجود و عدم نيست و در نتيجه وجود ( مانند عدم ) موجود نيست » « 1 » . پاسخ اين است كه وى حكم مفهوم عدم را به مصداق آن خلط نموده است ، در قضيهء : عدم عدم است ، هم براى عدم اثبات وجود شده و هم از آن نفى وجود شده است ، لكن اثبات وجود مربوط به مفهوم عدم است ، و مفهوم عدم از مصاديق مطلق هستى است در صورتى كه از مصداق فرضى عدم ، نفى وجود شده است ، پس عدم به حمل اولى ( مفهوم عدم ) موجود است ، ولى عدم به حمل شايع ( مصداق عدم ) ، عدم است ، و نيز مىتوان گفت : عدم عدم است به حمل اولى يعنى ذات عدم همان ذات عدم است و هيچگونه ثبوتى ندارد . و عدم موجود است به حمل شايع ، يعنى مفهوم عدم از مصاديق موجود است . * * *
--> ( 1 ) سير حكمت در اروپا ، ج 1 ، ص 13 .